تبليغاتX
lsatu.blogfa.com

منبع:خبرگزاری مهر
+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 2:3 بعد از ظهر |

با سلام و احترام

نسخه الکترونیکی هفتاد و یکمین شماره فصلنامه کتاب (پاییز ۱۳۸۶) ویژه نامه علم سنجی منتشر شد.

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 9:14 قبل از ظهر |
باعرض سلام به خدمت کلیه مخاطبین محترم و کتابداران عزیز :

انجمن گروه کتابداری و اطلاع رسانی تبریز در جهت پر بار کردن مطالب علمی نشریه اطلاع رسانی نوین از تمامی علاقمندان در جهت فعالیت دعوت به همکاری مینماید.

علاقمندان می توانند مطالب تخصصی خود را به آدرس الکترونیکیettlaresani@yahoo.com  مابفرستند . با تشکر

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 8:46 قبل از ظهر |

معرفی پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری یکی از معدود پایگاه های اطلاع رسانی تخصصی در زمینه پرستاری است که در مدت چند ماه از فعالیت خود در صدر جستجوی موتورهای جستجوگر معروف همچون گوگل ، یاهو و ام اس ان قرار گرفته است.
این پایگاه در رتبه بندی گوگل و وبلاگ سرچ گوگل رتبه اول در جستجوی کلمات کلیدی پرستار و پرستاری را دارا می باشد.
پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری که به همت آقای احمد عامری یکی از فعالان پرستاری و نماینده انجمن پرستاری ایران در استان خوزستان و مدیر اجرایی جشنواره وبلاگ نویسی پرستاری ایران به روز و منتشر می گردد.
در این مدت کوتاه توانسته است چشم موتورهای جستجو را به خود معطوف ساخته و در زمینه کلیه مطالب تخصصی پرستاری خویش را در صدر رتبه های بدست آمده قرار دهد
همچنین وجود بیش از شصت و چهار هزار بازدید کننده و همچنین آمار تصاعدی بازدیدکنندگان این پایگاه نشان از اطلاع رسانی صحیح آن دارد .

در این پایگاه بالغ بر 1600 اثر و مقاله آموزشی تخصصی پرستاری می باشد

آدرس این پایگاه به قرار زیر می باشد
http://ino.blogfa.com پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |
پايگاه كتابداران ايران     www.ketabdar.com                                                                            كتابخانه مركزي تبريز        www.tabrizcentlib.ir

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 2:8 بعد از ظهر |

کلنگ احداث بزرگترين فروشگاه کتاب کشور در فضايي بالغ بر 3هزار مترمربع توسط رئيس سازمان اسناد و کتابخانه ملي ايران به زمين خورد.
اين فروشگاه ظرف مدت يک سال و در 3 طبقه ساخته خواهد شد و قابليت به نمايش گذاردن بيش از 50 هزار عنوان کتاب را خواهد داشت.
همچنين چاپخانه ديجيتال موسسه نشر شهر وابسته به سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران با هزينه اي بالغ بر 600ميليون تومان به بهره برداري رسيد.
دستگاه نصب شده در اين مجموعه به منظور انجام کارهاي چاپي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران خصوصا در حوزه تبليغات شهري خريداري شده است.
به گفته مسوولان موسسه نشر شهر، به دليل عدم توانايي بخش خصوصي در تامين نيازهاي شهرداري تهران ، مجموعه چاپ ديجيتال اين موسسه راه اندازي شده است.

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 9:56 قبل از ظهر |

ايبنا: رئيس سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران گفت: بر اساس برنامه چشم انداز شهرداري براي تهران سال 1390 ، تا 5 سال آينده اين شهر صاحب 371 کتابخانه عمومي مي شود.
علي عسکري گفت: بر اساس چشم انداز تهران در سال 90 هر محله حداقل يک کتابخانه عمومي خواهد داشت. در حال حاضر در پايتخت 85 کتابخانه عمومي وجود دارد که تحت مالکيت شهرداري است و تا پايان مدت مقرر، کتابخانه هاي عمومي تهران 5برابر مي شود.
وي درباره مسکوت ماندن طرح افتتاح هر ماه يک کتابخانه در محله هاي تهران افزود: اين طرح به صورت جدي در دستور کار ماست ، به طوري که طي يک سال گذشته 6کتابخانه عمومي در شهر تهران راه اندازي شده است
.

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 9:52 قبل از ظهر |
اشعري : کتابخانه ها به قرائت خانه تبديل شده اند.

 

ایسنا: رئيس سازمان اسناد و کتابخانه ملي گفت : کتابخانه ها به دليل نبود منابع مورد نياز و به روز، به قرائت خانه تبديل شده اند.
علي اکبر اشعري در مراسم گشايش دفتر سازمان اسناد و کتابخانه ملي کشور در استان فارس در محل موقت دانشکده علوم قرآني افزود: در حال حاضر نبود منابع مستند و دسترسي نداشتن محققان به اين قبيل اطلاعات ، موجب ضعف پژوهش ها و مخدوش شدن اعتبار نتايج حاصل از تحقيقات در کشور شده است.
وي همچنين تصريح کرد که با راه اندازي شعبه سازمان اسناد و کتابخانه ملي در شهرستان ها، امکان بهره گيري همه متخصصان و دانشجويان از منابع و اسناد استاندارد فراهم مي شود.

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 9:50 قبل از ظهر |

شماره اول دوره ششم

تاريخ انتشار اين مقاله: 14 شهريور 1385

كعاصفه عاصميه

استاديار دانشگاه اصفهان- گروه كتابداري واطلاع رساني

كتابدار و اطلاع رسان موفق كسي است  :
در گوش دادن و فهميدن سوالات مراجعه كننده دقيق است و سعي مي كند پاسخ مناسبي در اختيار او قرار دهد،
سازماندهي مواد را خوب مي داند و سعي در دادن ايده هاي خوب جهت استفاده آسانتر منابع توسط مراجعه كننده دارد،
در استفاده از كامپيوتر، ابزار جانبي آن، و اينتر نت مهارت دارد،
با زبان انگليسي آشنايي كافي دارد،
چگونگي استفاده از بانكها وپايگاههاي اطلاعاتي را خوب مي داند،
با ساخت وب سايت آشنايي دارد،
كنجكاو است و هميشه تمايل به ياد گيري بيشتر دارد،
در به اشتراك گذاشتن دانش خود مي كوشد و جهت آموزش افراد در دسترسي به منابع اطلاعاتي مي كوشد،
در يادگيري تكنولوژيهاي جديد و روشهاي جديد يافتن اطلاعات مصر است،
در خصوص آنچه كه يك منبع اطلاعاتي را خوب يا بد مي سازد مي انديشد،
توانايي ارزيابي نيازهاي كتابخانه واحد متبوع خود را داشته باشد،
سعي در حل مشكلات در حيطه وظايف خود دارد،
و در جريان انتشار منابع اطلاعاتي جديد و فراهم نمودن آنها قرار گيرد.

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 11:45 قبل از ظهر |

سال 1966 فرانسوا تروفو، «فارنهایت 451» را ساخت. فیلم سمبلیك تروفو، حكایتی است از فرارسیدن عصر اعدام كتاب!
جوخه‌های مرگ، خانه بخانه، به دنبال ردی از آثار مكتوب میگردند و به دنبالشان، تنها اثری از خاكستر كتابها برجای میماند.
داستان به همین‌جا ختم نمیشود. مردمانی فرهیخته، پنهان از دیدگان اربابان خویش، گردهم جمع میشوند و آثار گرانقدر نویسندگان بزرگ را در خاطر حفظ میكنند تا از سوختن و نابودی نجاتشان دهند.
38 سال از نمایش فارنهایت 451 میگذرد. امروز، صنعت نشر از مطرحترین صنایع فرهنگی ـ تجاری است. كتابها در گوشه گوشه جهان با تیراژ وسیع و سرسام‌آور به دنیا میآیند و كتابخانه‌ها، روزبروز مجهزتر و پربارتر میشوند، اما در گوشه‌ای از دنیا كه ما در آن هستیم، در حاشیه تمام این رخدادهای انكارناپذیر فرهنگی، منزلت كتاب و كتابخوانی در ذهن بسیاری از مردم میسوزد و تنها ردی از خاكستر آن برجای میماند. گوئی، ما همگی نقشهای منفی فارنهایت 451 از نوع ایرانی‌اش را بازی میكنیم.
یار مهربان هنوز لبخند میزند
بعد از تحول بزرگ در دنیای ارتباطات كه از دهه 1980 با رونق نسبی بازار كامپیوترهای شخصی (pc) شكل گرفت، بازار كتاب به گونه‌ای ناخودآگاه در سایه حضور رسانه‌های جدید، گرما و شور گذشته را از دست داد. گرچه با وجود همه پیشرفتهای ارتباطی و الكترونیكی، صاحبنظران هنوز امكان برونرفت كتاب از صحنه زندگی مردم را نمیپذیرند، اما پرسش این‌جاست كه با ظهور ناگهانی چنین حجمی از امكانات وسیع و سریع، آیا كتاب میتواند ارزش و اعتبار گذشته خویش را در میان جوامع مردمی حفظ كند؟
بنابر آماری كه یونسكو در سال 2002 میلادی ارائه داده است، از اوائل دهه 90 كه كامپیوترهای شخصی و پس از آن اینترنت به درون خانه‌ها راه یافته است، در كشورهای آمریكا، كانادا، ژاپن، بخشهائی از اروپا و جنوب شرقی آسیا و حتی هند و تركیه، شمارگان كتاب افزایش جالب توجهی داشته است و جالبتر آن‌كه در كشورهای آمریكا، فرانسه، سوئد، و اتریش، این میزان به دو برابر نیز میرسد.

در مقایسه این آمارها با آمار كتابخوانی در كشورمان به واقعیتهای دیگری میرسیم. اشتیاق به استفاده از كامپیوتر و اینترنت و سرك كشیدن به پایگاههای مختلف در شبكه جهانی، آن‌قدر افراطی است كه سهم كتابخوانی در برنامه‌ریزی خانواده‌ها رفته رفته به صفر میرسد. چه بسا كه تاكنون این اتفاق افتاده باشد.
گرچه با توجه به تازگی نسبی این امكانات برای علاقه‌مندان این رسانه‌ها، میتوان به فروكش كردن تب اولیه حاصل از جذابیتهای وسائل ارتباطی جدید و بهبود وضع (نرخ) مطالعه و كتابخوانی دلخوش كرد. همین حالا بسیاری اعتقاد دارند: لذت در خلوت نشستن و ورق زدن و خواندن یك كتاب ارزشمند را با هیچ چیز نمیتوان عوض كرد، اما به هرحال طبیعی است كه نگران پیامدهای منفی تكنولوژیهای وارداتی باشیم. زیرا پیش از آن‌كه فرهنگ صحیح استفاده از آن را بدانیم، غرق در جاذبه‌های حاشیه‌ای آنها میشویم.
با مروری كوتاه بر تاریخچه تحولات وسائل ارتباطی در كشور ما، معضل استفاده پیش از درونی شدنِ فرهنگِ مصرف بوضوح مشهود است. این مشكل زمانی برطرف خواهد شد كه افراد جامعه بیاموزند: «تكنولوژیهای جدید، كامل كننده دستآوردهای گذشته‌اند، نه نفی كننده و از میان بردارنده آنها».
آن وقت شاید بعد از ساعتها زل زدن به صفحه تلویزیون و جست‌وجو در دالانهای بیپایان شبكه جهانی، بعد از یك روز پركار، ساعتی دست دهد كه آسوده دراز بكشی و لذت خواندن یك صفحه كتاب را قبل از خواب دوباره تجربه كنی. شاید دوباره كتابی با لذت باز شود و خوانده شود؛ همان «یار مهربان».

كودكیهای بیكتاب
حرفهای تكراری و شابلونی بسیاری درباره مطالعه و كتابخوانی میشنویم. این بحث هم مثل مباحث دیگر فرهنگی برای ما ایرانیها فصولی دارد كه شاید برپائی نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران، هفته كتاب و ... برخی از این فصول باشند.
علاوه بر این‌كه رسانه‌های جدید، اقشار فرهنگی ما را چنان به خود مشغول كرده‌اند كه موجبات غفلت از ارزشهای كتابخوانی به عنوان سیر در آثار مكتوب را فراهم آورده‌اند، موانع خودساخته در دستگاههای فرهنگی نیز پیش و بیش از آن‌كه همه گناه را به گردن رسانه‌های تازه بیندازیم، آزارمان میدهند.
كودكی كه با قصه‌ها و افسانه‌های خواندنی و شنیدنی سر بر بالش نمیگذارد، در نوجوانی، رهیافتی در آثار مكتوب نخواهد داشت. این بیشوقی در سالهای دراز زندگی‌اش با او خواهد بود و اگر كنجكاوی در ضمیر او نهفته نباشد، انسانی بیعلاقه به مطالعه و كتابخوانی بار میآید.
دوران تحصیل نیز از مقاطعی است كه باید فرهنگ، و نه عادت به مطالعه در دانش‌آموزان پدید آید، اما آیا این‌گونه است؟
یك پژوهشگر یزدی در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است كه رابطه‌ای بین خواندن درس و مطالعه وجود ندارد. چرا كه مطالعات تحصیلی به خاطر به دست آوردن نمره و موفقیت در آزمونهاست و هدفی جز این برایش متصور نیست.
محمد حاجی شعبانی میگوید: شاید عمده‌ترین دلیل پائین بودن روحیه تحقیق و پژوهش در جامعه ما نیز ناشی از همین موضوع یا اعتقاد به عدم ضرورت است.
نتایج تحقیق دكتر محمود بحرانی از دانشگاه شیراز هم میانگین مطالعه آزاد در میان نوجوانان و جوانان را بسیار پائین نشان میدهد. در این تحقیق، سهم مطالعه هر دانش‌آموز 5/5 دقیقه طی 482 دقیقه از اوقات آزاد و فراغت به دست آمده است؛ در حالی كه همین دانش‌آموزان، 178 دقیقه وقت خود را بدون برنامه سپری میكنند، 8/22 درصد به درسها میپردازند، 17 درصد از وقتشان را تلویزیون میبینند و بقیه را به امور شخصی اختصاص میدهند.
این آمار در دختران و پسران متفاوت است؛ دختران 9/5 دقیقه و پسران 3/3 دقیقه كتاب غیردرسی میخوانند.
دكتر بحرانی اضافه میكند: اكنون بیشتر مدارس كشور كتابخانه‌های كوچكی در محل آموزشگاه دائر كرده‌اند، اما صرف دسترسی به كتاب كافی نیست. مهمتر از آن، ایجاد رغبت و انگیزه در دانش‌آموزان است.
جواد محقق، شاعر و سردبیر مجله رشد نوجوان، هم تأكید میكند كه آموزش و پرورش میتواند با نحوه آموزشهایش، ارتقای مطالعه بچه‌ها و گسترش دامنه واژگانی و علاقه‌مندی یا بیعلاقگی آنان را سبب شود، اما لزوماً چنین مسئولیتی ندارد. او میگوید: اگر بشود بازخواستی از دستگاه تعلیم و تربیت كشور كرد، باید از مطالعه‌گریزی دانش‌آموزان پرسید كه آموزش و پرورش باید به آن جواب قانع‌كننده بدهد.
محقق ادامه میدهد: مشكل مدارس و دانش‌آموزان ما، كمبود یا نبود كتابخانه نیست، بل‌كه اگر عادت مطالعه در بچه‌ها به وجود نیاید، تجهیز كتابخانه‌ها چیزی را عوض نخواهد كرد. اولین عامل جدی باید نیاز مطالعاتی بچه‌ها باشد. این نیاز اگر در برنامه‌های آموزش و پرورش و كتابهای درسی مورد توجه قرار نگیرد،‌ مشكلی حل نخواهد شد.
بزرگمهر شرف‌الدین نوری، مترجم و روزنامه‌نگار، شاید یكی از تندترین انتقادها را متوجه بزرگترین دستگاه تربیتی كشور كرده است. نوری میگوید: بیعلاقگی به مطالعه از عادات بدی است كه آموزش و پرورش بانی آن است.
او میافزاید: واضح است كه جامعه ما سطح مطالعه پائینی دارد و سیستم آموزشی ما با عملكرد خود به آن دامن زده است. اغلب بچه‌های ما زمانی كه به مرحله فراغت از تحصیل میرسند، ارتباط خود را با كتاب و كتابخوانی كاملاً از دست میدهند؛ چرا كه كتابهای درسی ما عمدتاً غیرجذاب و بیروح است و هنگام نگارششان هیچ تناسخی با نیازهای مخاطبان در نظر گرفته نشده است.
این مترجم میگوید: ساعات فوق برنامه كه بچه‌ها در بسیاری از كشورها طی این ساعات آزادند تا هر كتابی را كه دوست دارند، انتخاب كنند و بخوانند، در كشور ما اصلاً جدی گرفته نمیشود؛ در حالی كه میتوانیم از این ساعات نهایت بهره را ببریم.
به اعتقاد وی، ما مدتهاست كه بچه‌ها را مجبور میكنیم اول تا آخر كتابها را بخوانند و آنها را حفظ كنند؛ در حالی كه آنچه در مدارس به‌عنوان عادات مطالعاتی به بچه‌ها آموزش داده میشود، همیشه در ذهن آنها باقی خواهد ماند.
این حرفها را با گفته‌های معاون آموزش نظری و مهارتی وزارت آموزش و پرورش جمع ببندید: «900 آموزشگاه متوسطه كشور فاقد كتابخانه هستند».
یك مثل معروف در تعریف ارزشهای خبری در ذهن هر روزنامه‌نگار وجود دارد؛ میگویند: «اگر سگی انسانی را گاز بگیرد، خبر نیست، اما اگر انسانی سگی را گاز بگیرد، حتماً خبر است».
این مثال هیچ ربطی به موضوع گزارش ما ندارد. اما بحث كتابخوانی و مطالعه نیز همیشه با یك جمله شناخته شده همراه است؛ میگویند: «مردم ما حاضرند برای خرید یك ساندویچ، پول خوبی بدهند، اما دوست ندارند پولشان را صرف خرید كتاب كنند».
تكمله: این جمله درباره بچه‌ها خرید پفك و لواشك آلو ذكر شده است!
آیا مردم ما میلی به خرید كتاب ندارند؟ كتابها گرانند؟ كیفیت تولید، عرضه و توزیع كتاب با سلائق مردم تطابقی ندارد؟ یا...
این روزها، خیابان انقلاب تهران از مركزیت كتابفروشیهای تهران خارج میشود و بسیاری از ناشران مطرح و پركار در محدوده خیابان كریمخان زند مشتری میپذیرند. كتابهائی با موضوع و زمینه ادبیات، فلسفه، هنر، عرفان، سیاست، اقتصاد و دیگر موضوعات را میشود در سایه پل قدیمی كریمخان پیدا كرد، اما قیمتها و شمارگان كتابها، فاكتورهای قابل بررسی ما هستند.

قیمت پشت جلد كتابها به ازای هر صفحه بین 70 تا 120 ریال در نوسان است. با این حساب، یك كتاب 500 صفحه‌ای را میتوان بسته به كیفیت تولید و اهمیت موضوع با 3500 تا 6000 تومان تهیه كرد. این رقم، در جائی كه یك كتاب خارجی ویژه كودكان و نوجوانان و با حجم و قطر كم، از 10 دلار به بالا عرضه میشود، ارزان و مناسب است؛ هرچند باید قدرت خرید خانواده‌ها را هم در این معادله اقتصادی در نظر گرفت.
كتاب هم مثل بسیاری دیگر از كالاها تابع قواعد اقتصادی است. باید قبول كرد كه جدا از تمام ارزشهای والا و معنوی، كتاب هم بنوعی یك كالا به حساب میآید؛ با این تفاوت كه یك كالای فرهنگی است.
پائین بودن میزان تقاضا طبق ساده‌ترین اصل اقتصادی، عرضه آن را كاهش میدهد. نمیتوان انتظار داشت با وجود میزان پائین تقاضا برای كتاب، عرضه آن همچنان پررونق بماند و بدون توجه به مقتضیات بازار به راه خود برود. فروشنده نشر «چشمه» معتقد است: مسئله عرضه و تقاضا مطرح است. اگر كتاب در معادله عرضه و تقاضا سودی نداشته باشد، سرمایه جذب نمیكند.
اما پائین بودن میزان تقاضا از كجا سرچشمه میگیرد؟ «قیمت كتاب بالاست»؛ این تمام حرفی است كه میگوئیم. خیلی از آدمهای اطراف ما با همین جمله كوتاه، از مقابل ویترین كتابفروشیها گذر میكنند.
شاید نمایشگاه سالانه كتاب، تخفیفها و بُنها تنها انگیزه‌ای باشد كه ما را روانه بازار خرید كتاب كند، اما اگر منصفانه قضاوت كنیم، شاید گرانی، آن‌طورها هم توجیه‌كننده نباشد. واقعیت این است كه بیشتر مردم نمیخواهند قسمتی از حقوق و دسترنج خود را صرف خرید كالائی كنند كه لزوماً گرسنگیشان را برطرف نمیكند و به خواستهای رفاهیشان نمیرساندشان.
شمارگان یا تیراژ كتابها نیز حكایت از چیز دیگری دارند. شمارگان كتاب در كتابفروشیهای مورد اشاره، از یكهزار و 100 تا سه هزار و 200 نسخه متغیر است و حتی اگر بالاترین رقم را مورد ارزیابی قرار دهیم، با توجه به رشد جمعیت و افزایش افراد تحصیلكرده در ایران، بسیار یأس‌آلود و ناامیدكننده است.
به یادم میآید عبدالحسین آذرنگ در مقاله «مائیم و كتاب و بس» نوشته بود: «چرخه طبیعی كتاب، سه مرحله اصلی دارد: پدیدآوردن، منتشر كردن، و خواندن. پیدایش و گردش كتاب بر همین سه پایه اصلی استوار است و از دست رفتن هرگونه تناسب و توازن میان این سه، كتاب را با وضعی متزلزل روبرو میسازد».
تزلزل وضعیت كتاب در كشور ما قطعاً نیازی به اثبات ندارد. با كمی دقت میتوان براحتی به وجود آن پی برد، اما باید پرسید كدامیك از اركان این «چرخه طبیعی» دچار نقصان شده كه تزلزل كتابخوانی را در ایران به دنبال داشته است؟
طبق آمارها، كشورهای در حال توسعه نزدیك به 80 درصد جمعیت جهان را تشكیل میدهند، اما كمتر از 30 درصد كتابهای جهان را تولید میكنند. این شاید بارزترین نشانه بیماری بخش تولید كتاب در كشورهای در حال توسعه از جمله ایران باشد.

راهی جز خریدن هست، آیا؟
«تعداد كتابهای موجود در كتابخانه‌های دانشگاهی و غیردانشگاهی در شأن مردم نیست».
این جمله را دكتر سمنانیان، رئیس دانشگاه تربیت مدرس، چندی پیش در مراسم دهمین دوره كتاب سال دانشجوئی بیان كرد. او با تأكید بر اهمیت تلاشهای صورت گرفته طی دهه اخیر برای بهبود اوضاع كتاب در كشور، گفت: «هنوز فاصله بسیاری با آمار كتابخانه‌های سایر كشورها حتی كشورهای آسیای میانه داریم».
كتابخانه‌ها، جز معدودی در محدوده پایتخت، فاقد كتابهای تازه‌اند. «دو هزار فرسنگ زیر دریا»ی ژول ورن، بدون جلد و با كاغذهای كهنه و پاره‌پاره در این كتابخانه‌ها دیده میشود، اما از آثار جدید خبری نیست.
محمدحسین ملك احمدی، دبیركل هیئت امنای كتابخانه‌های عمومی كشور از آمار یكهزار و 570 كتابخانه در سطح كشور خبر میدهد كه از این تعداد، یكهزار و 300 كتابخانه زیر پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌اند.
او میگوید: سرانه پنج نفر ایرانی در كتابخانه‌های عمومی، یك كتاب است و این فضاها باید به عنوان دانشگاههائی عمومی و نهادی كه میتوانند همچون یك مركز آموزشی ایفای نقش كنند، جایگاهی جدی در افزایش میزان مطالعه اشخاص داشته باشند.
ملك احمدی میافزاید: سهم ایران در بازار نشر ناچیز است و بحث كمبود منابع در كتابخانه‌های عمومی معضلی است كه همه آن را تأیید میكنند.
دبیر كل هیئت امنای كتابخانه‌های عمومی كشور همچنین میگوید: دولت باید برای كتابخانه‌های عمومی، سرمایه‌گذاری بیشتری كند و اگر لایحه تقدیم شده به مجلس برای بهبود وضعیت كتابخانه‌ها، به تصویب برسد، بسیاری از مشكلات كنونی كتابخانه‌ها برطرف خواهد شد.
نمایندگان مجلس در واپسین ماههای وكالت خود لایحه اصلاح قانون كتابخانه‌های عمومی را به تصویب رساندند. این قانون، 38 سال پیش یعنی هنگامی كه فرانسوا تروفو، «فارنهایت 451» را میساخت، در مجلس ایران تصویب شده بود.
بحثهائی مبنی بر مكانیزه كردن كتابخانه‌های عمومی كشور، جذب نیروی انسانی ماهر، تجهیز كتابخانه‌ها به كتابهای تازه و مناسب در جریان است و در این كشمكشهاست كه خبر میرسد: «یكصد كتاب از بهترین نویسندگان ایرانی در كتابخانه دیجیتالی بین‌المللی كودكان آمریكا قرار میگیرد».
برای چندمین بار از خود میپرسیم: «كجا ایستاده‌ایم؟».


+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 2:2 بعد از ظهر |

 

انگيزه­ها، اهداف و کارکردهاي وبلاگ‌نويسي

قدرت اصلي وبلاگ‌ها سهولت روزآمدي آن‌ها است که از طريق ميز کار يا به وسيله يک تلفن همراه امکانپذير است. شکل وبلاگ که در آن اطلاعات جديدتر در اول ظاهر مي‌شود، اين جنبه را روشن‌تر کرده است. همچنين تعداد زيادي از وبلاگ‌هاي اطلاعاتي به طيف گسترده‌اي از آرا و عقايد و ديگر منابع اطلاعاتي ارجاع مي‌دهند. بيش‌تر وبلاگ‌هاي اطلاعاتي علاوه بر پيوندهاي داخل پيغام‌ها، به ديگر وبلاگ‌هاي موجود در آن زمينه موضوعي، يا وبلاگ‌هايي که به ساير منابع مفيد راهنمايي مي‌کنند، پيوند مي‌دهند و از آن‌ها مي‌توان به‌عنوان ميز مرجع يا براي ارائه خدمات اطلاعاتي استفاده كرد. همچنين مي‌توانند پايه مواد خواندني و توسعه فعاليت‌هاي حرفه‌اي باشند.
    «يان وينش» وبلاگ‌ها را نوعي شيوه آگاهي­رساني حرفه‌اي معرفي مي‌نمايد و اشاره مي‌كند مواردي كه معمولاً در يك وبلاگ ديده مي‌شوند عبارت‌اند از: آرشيو مطالب قديمي­تر (با قابليت جستجو), امكان نظردهي خوانندگان درباره مطالب وبلاگ. وي همچنين 3 كاركرد عمده وبلاگ­ها براي كتابداران را چنين برمي‌شمارد: استفاده شخصي كتابداران براي روزآمدكردن اطلاعات، به عنوان وسيله‌اي براي جلب توجه كاربران، و به عنوان وسيله‌اي براي تهيه اطلاعات درباره كتابخانه‌ها و خدمات آن‌ها (Winsh, 2004). بنابراين با توجه به ويژگي‌هاي منحصر‌به‌فرد وبلاگ مانند سرعت و سهولت انتشار اطلاعات, بهره‌گيري از سيستم‌هاي اشاعه خودکار اطلاعات, نظم تاريخي معکوس, آرشيوهاي قابل تورق و ديگر موارد گفته‌شده، اين منابع مي‌توانند سهم مهمي در اطلاع‌رساني و خبررساني در ميان رسانه‌هاي خبري، خصوصاً در جوامع الکترونيکي داشته باشند.
   انگيزه­هاي وبلاگ­نويسي متفاوت‌اند، ولي بيش‌تر وبلاگ­نويسان در يک ويژگي مشترک‌اند: «تمايل به اشتراک اطلاعات، عقايد و يافته‌ها با ديگران». «ربکا بلاد» سه انگيزه را مهم­تر مي­داند: اشتراک اطلاعات، کسب شهرت، و ابراز وجود. وي معتقد است هر يک از اين دلايل ممکن است دليل ابتدايي براي ايجاد وبلاگ باشد، ولي هيچکس براي مدت طولاني بدون داشتن يکي از اين سه انگيزه، وبلاگي را نگهداري نمي­کند (Blood, 2002, p. 59). «اوليور رد» پنج انگيزه مهم وبلاگ­نويسي را ثبت وقايع زندگي شخصي نويسنده، بيان احساسات، ابراز عقايد به صورت نوشتاري، شکل دادن به ارتباطات، و نگهداري برنامه­هاي شخصي بر‌مي­شمارد (Wrede, 2003).
علاوه بر افراد، سازمان‌ها و شرکت­ها، مؤسسات و انجمن­هايي هم که وبلاگ مي‌نويسند اهداف خاصي مثل اشتراک اطلاعات يا مديريت دانش، ارتباط با مشتريان يا جامعه محلي، تأثير بر افكارعمومي، آزمودن محصولات، يا ايجاد فرصت‌هايي براي کسب آراي عمومي دارند. از جمله اين سازمان‌ها مي‌توان از کتابخانه­ها نام برد که بر اساس نوع، هدف و جامعه کاربران خود، اهداف و انگيزه­هاي متفاوتي از تهيه وبلاگ دارند؛ از جمله: اشاعه اخبار و اطلاعات کتابخانه، معرفي منابع جالب و جديد به کاربران، اشتراک اطلاعات حرفه­اي براي کتابداران، آموزش کتابداري، و...
     اهداف متنوعي براي وبلاگ‌هاي كتابخانه‌ها مي‌توان برشمرد: ارزيابي نيازهاي اوليه و اطمينان از اين كه وبلاگ، فرم مناسبي براي ارتباطات مي‌باشد، ممكن است يكي از اين اهداف باشد؛ اهداف ديگر عبارت‌اند از: راهنمايي كاربران به منابع و اخبار جالب و مفيد؛ ارائه اطلاعات درباره فعاليت‌ها، وقايع ملي و محلي در حوزه فناوري اطلاعات، كتاب و دنياي كتابخانه‌ها؛ ارائه اخبار مهم  خدمات كتابداري و اطلاع­رساني؛ ارسال  نظرات خوانندگان.
«مريلين بلاک» در پژوهشي انگيزه‌هاي كتابداران مختلف از وبلاگ­نويسي را اين‌گونه بر مي‌شمارد:
1.  اهداف حرفه‌اي و تخصصي، يافتن منابع مرجع مناسب در وب نامرئي؛[12]
2.  آگاهي از منابع جديد و روزآمد نگه‌داشتن دانش شخصي؛
3.  وارد كردن كتابداران به دنياي جديد ابزار‌هاي فناوري اطلاعات؛
4.  معرفي منابع ارزشمند؛
5.  اين كه كتابداران هر روز به اينترنت و وب سري بزنند؛
6.  معرفي مجلات و نشريات جايگزين؛
7.  به عنوان ابزار آگاهي‌رساني جديد؛
8.  فقط براي سرگرمي (Block, 2001).
كتابداران و حتي ويراستاران مجلات حرفه‌اي هم ممكن است براي آگاهي از بحث‌هاي گروهي و موضوعات روز، مطرح كردن خود و آشنايي با نويسندگان جديد و آگاهي از بحث­هاي علمي- تحقيقي, نياز به مطالعه روزمره اين منابع داشته باشند. «بلاك» معتقد است كه با ورود نسل جديد از كتابداران كه بر مبناي وب كار مي­كنند, تمايل به «خواندن» به تنهايي, جاي خود را به تمايل به «خواندن و مشاركت» خواهد داد.

منبع : فصلنامه علوم و فناوری اطلاعات . دوره ۲۱

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 10:2 قبل از ظهر |
 

فصلنامه علوم و فناوري اطلاعات. دوره 21

شمارهء 1 (پاييز  1384) صفحه:35-48

وبلاگ: دريچه‌اي نو در دنياي كتابداري و اطلاع‌رساني

 طاهره كرمي
كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع‌رساني
پست الكترونيكي: tkarami@gmail.com

كتابداران ازجمله اولين افرادي بودند كه از اين پديده جديد استقبال نمودند و از آن براي انتشار عقايد، افكار و اطلاعات خود به نحو‌هاي مختلف استفاده كردند. «بليندا ويور» نويسند‌ه خبرنامه "Incite" در «انجمن کتابداري و اطلاع­رساني استراليا» مي­گويد: «هر چه بيشتر از وبلاگ استفاده مي­کنم بيشتر به اين نتيجه مي­رسم که وبلاگ، شکل مناسبي براي آگاهي­رساني جاري است.» وي وبلاگ­هاي اطلاعاتي را منابع معتبري از اطلاعات تازه, آرا، و نظرات مربوط به يک موضوع مي­داند. امروزه نه‌تنها تعداد زيادي وبلاگ­هاي اطلاعاتي توسط متخصصان موضوعي ايجاد شده و نگهداري مي­شوند، بلکه غالباً مشارکت ديگر متخصصان را از طريق نظردهي به خود جلب مي­کنند (Clyde, 2004a, p. 23).
   «پائولا جي. هين»مي­گويد: «وبلاگ­ها براي کتابداران پديده­اي طبيعي هستند.» تعدادي از کتابداران به سرعت وبلاگ­ها را به عنوان منابع مهم عقايد، اطلاعات، تفريح و سرگرمي شناخته­اند و وبلاگ­هايي به وسيله کتابداران، کتابخانه­ها و سرويس‌هاي اطلاع‌رساني، بخش‌هاي کتابداري و اطلاع­رساني دانشگاه­ها، و انجمن­هاي حرفه­اي کتابداري ساخته مي­شوند. بدين ترتيب در حوزه کتابداري و اطلاع­رساني،  وبلاگ­هايي به وجود آمده­اند که اطلاعات جاري درباره علوم کتابداري و اطلاع­رساني را به صورت عام يا خاص، براي خوانندگان تهيه مي­کنند (Clyde, 2004a, p. 67). وبلاگ از آن جهت براي کتابداران مهم است که بر خلاف ديگر فناوري­ها نيازي به تخصص در ديگر حوزه‌ها ندارد و کتابداران با هر ميزان آگاهي از اينترنت و رايانه مي‌توانند نويسنده وبلاگ باشند و از اين وسيله براي ترويج علم خود, معرفي خدمات کتابخانه خود, ارتباط با همکاران ديگر، و افزايش دانش خود استفاده کنند.
    مدارس و انجمن­هاي کتابداري نيز وبلاگ­هايي براي اعضاي خود تهيه کرده­اند. کتابداران و دانشجويان رشته کتابداري و اطلاع­رساني در ايجاد وبلاگ­هاي شخصي که تمام يا قسمتي از وبلاگ درباره موضوعات تخصصي بحث مي­کند، فعال‌اند. از وبلاگ­ها در حوزه ميز مرجع و در گستره وسيعي از موضوعات، مي­توان به عنوان منابع اطلاعات و عقايد جاري بهره گرفت. به علاوه، وبلاگ­هايي درباره وبلاگ­ها يا «ابر ابزار»هايي که به سرعت تغييرات هر حوزه را منتقل مي­کنند، وجود دارند.
   «لئورل­كلايد» با هدف بررسی وبلاگ‌های کتابخانه‌ها, با استفاده از موتورهاي جستجو و راهنماهاي اينترنتي تعداد 55 وبلاگ را كه توسط كتابخانه‌ها نگهداري و حمايت مي‌شدند، شناسايي­كرد. وي اين وبلاگ‌ها را با استفاده از فنون­­­ تحليل محتواي وب‌سايت‌ها مورد مطالعه قرار داد. وبلاگ‌هاي انتخاب‌شده متعلق به 3 كشور امريكا، كانادا و انگلستان، و اكثريت آن‌ها آمريكايي بودند. مطالعات وي نشان مي­دهد كه كتابخانه‌هاي عمومي و آكادميك نسبت به ديگر انواع كتابخانه‌ها علاقه بيش‌تري به داشتن وبلاگ دارند. مهم‌ترين هدف از ايجاد وبلاگ تهيه اخبار، اطلاعات، و دادن ارجاعاتي به منابع اينترنتي براي كاربران آن‌ها است. تعداد بسياركمي از وبلاگ‌ها از امكانات جذاب در وبلاگ‌هاي خود استفاده كرده­اند و تنها يك‌‌پنجم وبلاگ‌ها  به صورت روزانه، و تنها نيمي از آن‌ها به صورت هفتگي روزآمد  مي­شوند.كم‌‌تر از نيمي از آن‌ها از خدمات «آراس‌اس»استفاده كرده­اند. تعداد زيادي از كتابخانه‌ها از نرم‌افزارهاي وبلاگ­نويسي رايگان مانند «بلاگر»استفاده كرده­اند. وي پس از ارائه پيشنهادهايي براي كتابخانه‌هايي كه قصد ايجاد وبلاگ دارند به اين نتيجه مي­رسد كه وبلاگ‌هاي كتابخانه‌ها هم مانند ديگر فناوري‌ها، در طي سال‌هاي آينده قديمي خواهند شد (Clyde, 2004b).
 
4. انگيزه­ها، اهداف و کارکردهاي وبلاگ‌نويسي
قدرت اصلي وبلاگ‌ها سهولت روزآمدي آن‌ها است که از طريق ميز کار يا به وسيله يک تلفن همراه امکانپذير است. شکل وبلاگ که در آن اطلاعات جديدتر در اول ظاهر مي‌شود، اين جنبه را روشن‌تر کرده است. همچنين تعداد زيادي از وبلاگ‌هاي اطلاعاتي به طيف گسترده‌اي از آرا و عقايد و ديگر منابع اطلاعاتي ارجاع مي‌دهند. بيش‌تر وبلاگ‌هاي اطلاعاتي علاوه بر پيوندهاي داخل پيغام‌ها، به ديگر وبلاگ‌هاي موجود در آن زمينه موضوعي، يا وبلاگ‌هايي که به ساير منابع مفيد راهنمايي مي‌کنند، پيوند مي‌دهند و از آن‌ها مي‌توان به‌عنوان ميز مرجع يا براي ارائه خدمات اطلاعاتي استفاده كرد. همچنين مي‌توانند پايه مواد خواندني و توسعه فعاليت‌هاي حرفه‌اي باشند.
    «يان وينش» وبلاگ‌ها را نوعي شيوه آگاهي­رساني حرفه‌اي معرفي مي‌نمايد و اشاره مي‌كند مواردي كه معمولاً در يك وبلاگ ديده مي‌شوند عبارت‌اند از: آرشيو مطالب قديمي­تر (با قابليت جستجو), امكان نظردهي خوانندگان درباره مطالب وبلاگ. وي همچنين 3 كاركرد عمده وبلاگ­ها براي كتابداران را چنين برمي‌شمارد: استفاده شخصي كتابداران براي روزآمدكردن اطلاعات، به عنوان وسيله‌اي براي جلب توجه كاربران، و به عنوان وسيله‌اي براي تهيه اطلاعات درباره كتابخانه‌ها و خدمات آن‌ها (Winsh, 2004). بنابراين با توجه به ويژگي‌هاي منحصر‌به‌فرد وبلاگ مانند سرعت و سهولت انتشار اطلاعات, بهره‌گيري از سيستم‌هاي اشاعه خودکار اطلاعات, نظم تاريخي معکوس, آرشيوهاي قابل تورق و ديگر موارد گفته‌شده، اين منابع مي‌توانند سهم مهمي در اطلاع‌رساني و خبررساني در ميان رسانه‌هاي خبري، خصوصاً در جوامع الکترونيکي داشته باشند.
   انگيزه­هاي وبلاگ­نويسي متفاوت‌اند، ولي بيش‌تر وبلاگ­نويسان در يک ويژگي مشترک‌اند: «تمايل به اشتراک اطلاعات، عقايد و يافته‌ها با ديگران». «ربکا بلاد» سه انگيزه را مهم­تر مي­داند: اشتراک اطلاعات، کسب شهرت، و ابراز وجود. وي معتقد است هر يک از اين دلايل ممکن است دليل ابتدايي براي ايجاد وبلاگ باشد، ولي هيچکس براي مدت طولاني بدون داشتن يکي از اين سه انگيزه، وبلاگي را نگهداري نمي­کند (Blood, 2002, p. 59). «اوليور رد» پنج انگيزه مهم وبلاگ­نويسي را ثبت وقايع زندگي شخصي نويسنده، بيان احساسات، ابراز عقايد به صورت نوشتاري، شکل دادن به ارتباطات، و نگهداري برنامه­هاي شخصي بر‌مي­شمارد (Wrede, 2003).
علاوه بر افراد، سازمان‌ها و شرکت­ها، مؤسسات و انجمن­هايي هم که وبلاگ مي‌نويسند اهداف خاصي مثل اشتراک اطلاعات يا مديريت دانش، ارتباط با مشتريان يا جامعه محلي، تأثير بر افكارعمومي، آزمودن محصولات، يا ايجاد فرصت‌هايي براي کسب آراي عمومي دارند. از جمله اين سازمان‌ها مي‌توان از کتابخانه­ها نام برد که بر اساس نوع، هدف و جامعه کاربران خود، اهداف و انگيزه­هاي متفاوتي از تهيه وبلاگ دارند؛ از جمله: اشاعه اخبار و اطلاعات کتابخانه، معرفي منابع جالب و جديد به کاربران، اشتراک اطلاعات حرفه­اي براي کتابداران، آموزش کتابداري، و...
     اهداف متنوعي براي وبلاگ‌هاي كتابخانه‌ها مي‌توان برشمرد: ارزيابي نيازهاي اوليه و اطمينان از اين كه وبلاگ، فرم مناسبي براي ارتباطات مي‌باشد، ممكن است يكي از اين اهداف باشد؛ اهداف ديگر عبارت‌اند از: راهنمايي كاربران به منابع و اخبار جالب و مفيد؛ ارائه اطلاعات درباره فعاليت‌ها، وقايع ملي و محلي در حوزه فناوري اطلاعات، كتاب و دنياي كتابخانه‌ها؛ ارائه اخبار مهم  خدمات كتابداري و اطلاع­رساني؛ ارسال  نظرات خوانندگان.
«مريلين بلاک» در پژوهشي انگيزه‌هاي كتابداران مختلف از وبلاگ­نويسي را اين‌گونه بر مي‌شمارد:
1.  اهداف حرفه‌اي و تخصصي، يافتن منابع مرجع مناسب در وب نامرئي؛
2.  آگاهي از منابع جديد و روزآمد نگه‌داشتن دانش شخصي؛
3.  وارد كردن كتابداران به دنياي جديد ابزار‌هاي فناوري اطلاعات؛
4.  معرفي منابع ارزشمند؛
5.  اين كه كتابداران هر روز به اينترنت و وب سري بزنند؛
6.  معرفي مجلات و نشريات جايگزين؛
7.  به عنوان ابزار آگاهي‌رساني جديد؛
8.  فقط براي سرگرمي (Block, 2001).
كتابداران و حتي ويراستاران مجلات حرفه‌اي هم ممكن است براي آگاهي از بحث‌هاي گروهي و موضوعات روز، مطرح كردن خود و آشنايي با نويسندگان جديد و آگاهي از بحث­هاي علمي- تحقيقي, نياز به مطالعه روزمره اين منابع داشته باشند. «بلاك» معتقد است كه با ورود نسل جديد از كتابداران كه بر مبناي وب كار مي­كنند, تمايل به «خواندن» به تنهايي, جاي خود را به تمايل به «خواندن و مشاركت» خواهد داد.
 

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 9:53 قبل از ظهر |

تاريخچه آرشيو ملي ايران
در سال‌ 1349 "به‌منظور جمع‌آوري‌ و حفظ‌ اسناد ملي‌ ايران‌ در سازماني‌ واحد، و فراهم‌ آوردن‌ شرايط‌ و امكانات‌ مناسب‌ براي‌ دسترسي‌ عموم‌ به‌ اين‌ اسناد، و همچنين‌ صرفه‌جويي‌ در هزينه‌هاي‌ اداري‌ و استخدامي‌ از طريق‌ تمركز پرونده‌هاي‌ راكد وزارتخانه‌ها و مؤسسات‌ دولتي‌ و وابسته‌ به‌ دولت‌ و امحاي‌ اوراق زايد، سازماني‌ به‌ نام‌ "سازمان‌ اسناد ملي‌ ايران‌" وابسته‌ به‌ سازمان‌ اموراداري‌ واستخدامي‌ كشور تأسيس‌ شد. سازمان‌ اسناد كه‌ در واقع‌ آرشيو ملي‌ ايران‌ بود، در سال‌ 1381 با كتابخانه‌ ملي‌ ايران ادغام‌ و عنوان‌ "سازمان‌ اسناد و كتابخانه‌ ملي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌" بر آنها نهاده‌ شد.
در ايران‌ از عهد باستان‌، مانند ساير تمدن‌هاي‌ كهن‌، اسناد و مدارك‌ را در آرشيوها بايگاني‌ مي‌كردند و براي‌ آن‌ اهميت‌ زيادي‌ قائل‌ بودند؛ چنانكه‌ در دوره‌ هخامنشي‌ زيربناي‌ تشكيلات‌ اداري‌ امپراتوري‌ را بايگاني‌ سلطنتي‌ تشكيل‌ مي‌داد و رئيس‌ سازمان‌ اداري‌، رئيس‌ بايگاني‌ سلطنتي‌ بود كه‌ فرمان‌هاي‌ شاه‌ را به‌ زيردستان‌ ابلاغ‌ مي‌كرد. وي‌ مسئول‌ ضبط‌ و ربط‌ مكاتبات‌ حكومتي‌، فرمان‌ها و دستورهاي‌ شاه‌، و ديگر وقايع‌ مهم‌ روز بود. در كتاب‌ تورات‌، باب‌ پنجم‌ و ششم‌ كتاب‌ عزرا ضمن‌ اشاره‌ به‌وجود خزانه‌ اسناد و مدارك‌، عرض‌ حالي‌ از يهوديان‌ به‌ داريوش‌ را آورده‌ و مي‌نويسد:
"پس‌ اگر پادشاه‌ مصلحت‌ داند، در خزانه‌ پادشاه‌ كه‌ در بابل‌ است‌ تفحص‌ كنند كه‌ آيا چنين‌ است‌ يا نه‌ كه‌ فرماني‌ از كورش‌ پادشاه‌ صادر شده‌ بود... در كتابخانه‌ بابل‌ كه‌ خزانه‌ها در آن‌ موضع‌ بود تفحص‌ كردند و در قصر احمتا، كه‌ در ولايت‌ ماديان‌ است‌ طوماري‌ يافت‌ شد و تذكره‌ در آن‌ بدين‌ مضمون‌ مكتوب‌ بود".
فرمان‌ بالا، قديمي‌ترين‌ فرمان‌ پادشاهان‌ ايران‌ است‌ كه‌ كورش‌ هخامنشي‌ در 538ِ.م‌. صادر كرده‌ و متن‌ آن‌ به‌ استوانه‌ بابلي‌ معروف‌ است‌ كه‌ در 1879 در كاوش‌هاي‌ شهر بابل‌ به‌دست‌ آمده‌ است‌ و اصل‌ آن‌ اكنون‌ در موزه‌ بريتانيا در لندن‌ نگهداري‌ مي‌شود.
در ايران‌ دوره‌ هخامنشي‌ براي‌ انجام‌ مكاتبات‌، معمولاً از چرم‌ و پاپيروس‌ استفاده‌ مي‌كردند. اين‌ مواد، عمدتاً به‌ سبب‌ آسيب‌پذيري‌ از بين‌ رفته‌اند. خوشبختانه‌ تعدادي‌ از آنها در شن‌زارهاي‌ مصر پيدا شده‌ است‌. يكي‌ از اينها يك‌ كيسه‌ پستي‌ حاوي‌ چندين‌ نامه‌ است‌ كه‌ به‌ دلايلي‌ به‌ مقصد نرسيده‌ و حاوي‌ دستورهايي‌ است‌ كه‌ در سال‌هاي‌ 410 تا 411ِ.م‌. نگاشته‌ شده‌ است‌. در اين‌ دوره‌، اسناد مهم‌ دولتي‌ را در منطقه‌ استخر فارس‌ در محلي‌ به‌ نام‌ دژنبشت‌ يا دژنوشت‌ نگهداري‌ مي‌كردند. طبق‌ روايت‌، اوستا نيز در همين‌ محل‌ نگهداري‌ مي‌شد.
چنين‌ به ‌نظر مي‌رسد كه‌ مخازن‌ آرشيوي‌ ايران‌ در اين‌ عصر در مناطق‌ اكباتان‌، بابل‌، شوش‌، پرسپوليس‌، و ديگر شهرهاي‌ محل‌ اقامت‌ شاهان‌ ايراني‌ قرار داشته‌ است‌. بعد از تسلط‌ يونانيان‌ بر ايران‌، اسكندر با بهره‌گيري‌ از شيوه‌ها و بنيادهاي‌ آرشيوي‌ ايران‌، سازمان‌ آرشيو سلطنتي‌ را توسعه‌ داد. موضوع‌ نگهداري‌ اسناد براي‌ او چنان‌ مهم‌ بود كه‌ پس‌ از اينكه‌ بخشي‌ از اسناد و مدارك‌ او در يك‌ واقعه‌ آتش‌سوزي‌ از بين‌ رفت‌، بلافاصله‌ دستور داد از رونوشت‌ آن‌ اسناد كه‌ در اختيار فرماندهي‌ نظامي‌ بود، اسناد از بين‌ رفته‌ را دوباره‌ رونوشت‌برداري‌ كنند. تعداد زيادي‌ از اسناد دوره‌ اشكانيان‌ به‌صورت‌ يكجا در كاوش‌هاي‌ سال‌هاي‌ 1946-1950 توسط‌ ام‌.اي‌. ماسن‌، باستان‌شناس‌ روسي‌، در شهر نسا كشف‌ شد كه‌ مؤيد وجود آرشيو دولتي‌ در آن‌ زمان‌ بود. موضوع‌ اين‌ اسناد نيز كه‌ به‌ خط‌ پارتي‌ مربوط‌ به‌ قرن‌ دوم‌ پيش‌ از ميلاد بود، شامل‌ صورت‌حساب‌ها، اسناد خريد، احكام‌ معاملات‌، و به‌اصطلاح‌ "اسناد كارپردازي‌" درباريان‌ اشكاني‌ مي‌شد. اين‌ آرشيو شامل‌ دو هزار و پانصد سند بود.
در دوره‌ ساسانيان‌، اسناد و مدارك‌ دولتي‌ و رونوشت‌برداري‌ از اسناد، و به‌ تبع‌ آن‌ آرشيو، داراي‌ اهميت‌ و اعتبار خاصي‌ شد. در اين‌ دوره‌ "هرگاه‌ شاه‌ فرماني‌ صادر مي‌كرد صاحب‌ توقيع‌ (ايران‌ دِويربَذ) آن‌ را در محضر او روي‌ كاغذ مي‌آورد، خادم‌ ديگري‌ آن‌ را در روزنامه‌ يادداشت‌ ثبت‌ مي‌كرد و اين‌ دفتر براي‌ هر ماه‌ جداگانه‌ مرتب‌ مي‌شد و در آخر ماه‌ به‌ مهر شاه‌ رسيده‌، در خزانه‌ ضبط‌ مي‌شد... اگر سند راجع‌ به‌ التزاماتي‌ بود كه‌ دولت‌ ايران‌ به‌ يك‌ دولت‌ ديگر ــ تحت‌ حكومت‌ ايران‌ يا مستقل‌ ــ تعهد مي‌كرد، با يك‌ كيسه‌ نمك‌ مختوم‌ به‌ خاتم‌ ملك‌، به‌ نشان‌ ثبات‌ عهد و حفظ‌ سوگند ارسال‌ مي‌شد". علاوه‌ بر آن‌ گزارش‌هاي‌ مهم‌ كشور را در مجموعه‌هايي‌ به ‌نام‌ "سالنامه‌" تدوين‌ مي‌كردند و نگاهباني‌ براي‌ نگهداري‌ اين‌ سالنامه‌هاي‌ سلطنتي‌ داشتند كه‌ همان‌ نگهبان‌ آرشيو سلطنتي‌ بود. آن‌گونه‌ كه‌ تحقيقات‌ و كشفيات‌ باستان‌شناسان‌ نشان‌ مي‌دهد، ساسانيان‌ اسناد و مدارك‌ خود را در موضوعات‌ مختلف‌ به ‌طور مجزا تنظيم‌ و نگهداري‌ مي‌كردند. يكي‌ از مجموعه‌ اسناد كشف‌ شده‌ دوره‌ ساسانيان‌، آرشيو اسناد سغدي‌ كوه‌ مغ‌ است‌ و شامل‌ نامه‌هاي‌ سياسي‌، گزارش‌ها،اسناد قضايي‌، صورت‌حساب‌هاي‌ مالياتي‌، و مكاتبات‌ اداري‌ است‌ كه‌ از شهر پنج‌كند در سوغديان‌ به‌دست‌ آمده‌ و به‌ قرون‌ پنجم‌ و ششم‌ ميلادي‌ تعلق‌ دارد.
بعد از سقوط‌ ساسانيان‌ سنت‌ و روش‌ ايراني‌ در حفظ‌ و نگهداري‌ اسناد مورد توجه‌ حكومت‌هاي‌ بعدي‌ واقع‌ شد. چنان‌كه‌ محل‌ نگهداري‌ اسناد و مدارك‌ در تمام‌ اين‌ دوره‌ها "خزانه‌" ناميده‌ مي‌شد. در دوره‌ اسلامي‌ خزانه‌ اسناد جزء ديوان‌ رسايل‌ بود. در ترجمه‌ تاريخ‌ يميني‌ در اين‌باره‌ آمده‌ است‌: "... ديوان‌ رسايل‌ كه‌ مخزنه‌ اسرار است‌..." در دوره‌ پادشاهان‌ غزنوي‌ هم‌ از آنجا كه‌ آنها اغلب‌ اوقات‌ در سفر و اردوكشي‌ بودند و پايتخت‌ ثابتي‌ نداشتند، معمولاً اسناد و مدارك‌ را در اردوكشي‌ها با خود به‌ همراه‌ مي‌بردند. در اين‌ دوره‌ خزانه‌ اسناد را "خزانه‌ حجت‌" و مسئول‌ آن‌ را "ديوان‌بان‌" مي‌گفتند. بيهقي‌ در كتاب‌ خود به‌ اين‌ اصطلاحات‌ با اهميت‌ خاصي‌ اشاره‌ مي‌كند:
"... پس‌ به‌ ديوان‌ باز آمد و آن‌ ملطّفه‌ بوالفتح‌ خاتمي‌ نايب‌ بريد، مرا داد و گفت‌ مهر كن‌ و در خزانه‌ حجت‌ نه‌" و در جاي‌ ديگر مي‌نويسد: "... امير بخواند و گفت‌ اين‌ ملطّفه‌ها را پوشيده‌ دارند؛ چنانكه‌ كس‌ بر اين‌ واقف‌ نگردد. گفت‌ چنين‌ كنم‌ و بياورد و مرا داد و من‌ بخواندم‌ و مهر كردم‌ و به‌ ديوان‌بان‌ سپردم‌".
درباره‌ وجود آرشيو در دوره‌ ايلخانان‌، جويني‌ در جهانگشا مي‌نويسد: "... در باب‌ تخفيف‌ مؤن‌ رعايا يرليغي‌ فرمود سواد آن‌ كه‌ مثبت‌ است‌ در خزائن‌ ادراج‌ و اوراق...". در اين‌ دوره‌ بر اساس‌ روش‌ ساسانيان‌ رونوشت‌ فرمان‌ها و احكام‌ دولتي‌ را در دفتر مخصوصي‌ ثبت‌ مي‌كردند و براي‌ هر سال‌ دفتر جداگانه‌اي‌ تهيه‌ مي‌كردند و در خزانه‌ اسناد نگهداري‌ مي‌شد. از نوشته‌هاي‌ تاريخ‌ غازاني‌ و جامع‌التواريخ‌ رشيدي‌ چنين‌ برداشت‌ مي‌شود كه‌ در زمان‌ غازان‌خان‌ در هر ولايتي‌ خزانه‌اي‌ براي‌ حفظ‌ و نگهداري‌ اسناد ايجاد شده‌ بود و مركز اسناد اصلي‌ در ديوان‌ بزرگ‌ قرار داشت‌. متن‌ بخشي‌ از يرليغ‌ (فرمان‌) غازان‌خان‌ در اين‌ مورد چنين‌ است‌:
"... و هر مشكل‌ كه‌ من‌بعد افتد از آنجا مطالعه‌ نمايند و اگر كسي‌ را شرط‌نامه‌ يا لوحي‌ كه‌ داده‌ شده‌ است‌، ضايع‌ گردد، نسخه‌ ] اي‌ [ از آنجا بدهند تا صواب‌ باشد و نسخه‌ ] اي‌ [ در ديوان‌ بزرگ‌ و يكي‌ در هر ولايتي‌ و شرف‌نامه‌ها در دست‌ قضاه‌ و ارباب‌ رعايا نهاده‌ فرموديم‌". جلايريان‌ نيز به‌ تبعيت‌ از ايلخانان‌، مراكز حفظ‌ و نگهداري‌ اسناد را ايجاد كرده‌ و در موقع‌ لزوم‌ به‌ سوابق‌ مراجعه‌ مي‌كردند. در اين‌ دوره‌ "قسمت‌ دفاتر و اسناد، يكي‌ از تشكيلات‌ مهم‌ ديوان‌ بزرگ‌ بود كه‌ به‌ سرپرستي‌ يك‌ دفتردار و چندين‌ منشي‌ و كاتب‌ اداره‌ مي‌شد". درباره‌ اهميت‌ و كاربرد اسناد و مدارك‌ آرشيوي‌ در اين‌ دوره‌، در كتاب‌ تاريخ‌ آل‌ جلاير چنين‌ آمده‌: "هميشه‌ ديوان‌ بزرگ‌ را دفترداري‌ معين‌ بوده‌ كه‌ هركس‌ را به‌ دفتر حاجتي‌ افتادي‌ در هر شهر و ولايت‌ كه‌ بودي‌ رجوع‌ به‌ او كردي‌ و او دفاتر ولايات‌ طلبيده‌، صورت‌ واقعي‌ را به‌ وزير و اصحاب‌ باز نمودي‌ و دفتر به‌ عرض‌ رسانيدي‌ تا به‌ هيچ‌ كس‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نماندي‌".
در دوره‌ صفويه‌، آن‌گونه‌ كه‌ در منابع‌ اين‌ دوره‌ مانند تذكره‌الملوك‌ آمده‌، اسناد و مدارك‌ اهميت‌ ويژه‌اي‌ داشتند. در اين‌ كتاب‌ انواع‌ اسناد و مدارك‌ رايج‌ در دوره‌ صفوي‌ تحت‌ عناوين‌: رقم‌، حكم‌، مثال‌، پروانه‌، و تعليقه‌ بياضي‌ معرفي‌ شده‌ است‌ و حكومت‌هاي‌ پيشين‌ رونوشت‌ مكاتبات‌ مهم‌ دولتي‌ در دفاتري‌ ثبت‌ مي‌شد كه‌ به‌ آنها "دفاتر خلود" گفته‌ مي‌شد. اين‌ دفاتر در محلي‌ به‌نام‌ "دفترخانه‌ ديوان‌ اعلي‌" نگهداري‌ مي‌شد و متصدي‌ آن‌ "دفتردار" نام‌ داشت‌. درباره‌ چگونگي‌ نگهداري‌ اين‌ دفاتر در تذكره‌الملوك‌ آمده‌ است‌:
"... دفاتر سنوات‌ ماضيه‌ كه‌ هميشه‌ رجوعي‌ به‌ آنها نبوده‌ و بعضي‌ اوقات‌ رجوع‌ مي‌شده‌ و در انبار دفترخانه‌ مضبوط‌ بوده‌ تحويل‌ دفتردار و ضبط‌ دفاتر مزبور با او بوده‌ است‌".
در حكومت‌ صفوي‌ تهيه‌ و ارسال‌ اسناد و مداركِ امور مملكتي‌ بر عهده‌ "منشي‌الممالك‌" بود و رقم‌نويس‌، حكم‌نويس‌، و مهرداران‌ با او همكاري‌ مي‌كردند. اسناد و مدارك‌ اين‌ دوره‌، با توجه‌ به‌ تعدد و تنوع‌ آنها، براساس‌ گروه‌هاي‌ موضوعي‌، منطقه‌اي‌، و زماني‌ تنظيم‌ و طبقه‌بندي‌ مي‌شد و فهرست‌ و مشخصات‌ هر يك‌ از اين‌ گروه‌ها را در دفاتر جداگانه‌اي‌ به‌نام‌ "سررشته‌" ثبت‌ و نگهداري‌ مي‌كردند. در دستورالملوك‌ در شرح‌ شغل‌ مستوفي‌، سركار فيض‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اشاره‌ كرده‌ و مي‌نويسد: "شغل‌ او اين‌ بود كه‌ با چند نفر محرري‌ كه‌ دارد به‌ ضبط‌ سررشته‌ مستغلات‌ و اجارات‌ و محصولات‌ و... اقدام‌ نمود".
محل‌ آرشيو در زمان‌ صفويه‌ عمارت‌ چهل‌ ستون‌ بود. در اوايل‌ دوره‌ قاجاريه‌ آرشيو در تشكلات‌ دربار قرار داشت‌ و جزء اداره‌ بيوتات‌ بود. اما در دوره‌ ناصرالدين‌شاه‌ به‌دليل‌ توسعه‌ تشكيلات‌ دولتي‌، علاوه‌ بر آرشيو دربار، اسناد و مدارك‌ سياسي‌ در وزارت‌ امورخارجه‌ متمركز شد و آرشيو مالي‌ در تشكيلات‌ مستوفي‌الممالك‌ (وزارت‌ ماليه‌) قرار گرفت‌. در اين‌ دوره‌ نيز مانند حكومت‌هاي‌ پيشين‌ رونوشت‌ اسناد و مدارك‌ مهم‌ دولتي‌ در دفاتر ثبت‌ مي‌شد تا در مواقع‌ لزوم‌ مورد بهره‌برداري‌ قرار گيرد. عبدالله‌ مستوفي‌ درخصوص‌ مكاتبات‌ اداري‌ و رونوشت‌برداري‌ از اسناد در اوايل‌ دوره‌ قاجار مي‌نويسد: "در اصطلاحات‌ دفتري‌ و فرمان‌نويسي‌ گُرده‌ كار را از زمان‌ صفويه‌ گرفتند و مقرر داشتند كه‌ صدراعظم‌ و مستوفي‌الممالك‌ و منشي‌الممالك‌ (رئيس‌ دفتر مخصوص‌) و صاحب‌ ديوان‌، پشت‌ فرمان‌ها و برات‌هاي‌ حواله‌ وجوه‌ دولتي‌ را طغرا بگذارند و مهر كنند و مستوفيان‌ ديگر هم‌ تفتيش‌ و نظارت‌ خود را در آنها اجرا نمايند و هر يك‌ سوادي‌ از اين‌ فرمان‌ها و بروات‌ بردارند و ضبط‌ كنند تا از تلف‌ و تفريط‌ جلوگيري‌ شود و حق‌ به‌ حق‌دار برسد".
پس‌ از تهيه‌ رونوشت‌ از اسناد و مدارك‌ در پايان‌ سال‌ مجموعه‌ آنها را در ميان‌ دو تخته‌ چوبي‌ قرار داده‌ و مي‌بستند. در اين‌ دوره‌ سفارتخانه‌هاي‌ ايران‌ در كشورهاي‌ ديگر هنوز بايگاني‌ ثابت‌ نداشتند و هر سفير پس‌ از پايان‌ مأموريت‌ خود همه‌ اسناد و مدارك‌ را با خود به‌ محل‌ جديد مأموريت‌ منتقل‌ مي‌كرد. تا اينكه‌ در 1317ِ.، مطابق‌ 1287ش‌.، وزارت‌ امورخارجه‌ در تمام‌ حوزه‌هاي‌ محل‌ مأموريت‌ خود بايگاني‌هاي‌ ثابت‌ و منظم‌ ايجاد كرد. با گسترش‌ سازمان‌هاي‌ اداري‌ در ايران‌ و توليد انبوه‌ اوراق و پرونده‌هاي‌ راكد، ايجاد آرشيو ملي‌ و مركز بايگاني‌ راكد كل‌ كشور به‌صورت‌ ضرورتي‌ اجتناب‌ناپذير مطرح‌ شد.
در طول‌ سال‌هاي‌ 1280 تا 1309ش‌. هيئتي‌ فرانسوي‌ و بلژيكي‌ طرحي‌ براي‌ اصلاح‌ نظام‌ بايگاني‌ كشور ارائه‌ دادند و آن‌ را به‌ اجرا گذاشتند. بر طبق‌ آن‌ ادارات‌ موظف‌ شدند كه‌ دفاتر اندكس‌ و نامه‌نما داشته‌ باشند. اين‌ روش‌ هنوز هم‌ ادامه‌ دارد. پس‌ از آن‌، فكر ايجاد يك‌ مركز اسناد دولتي‌ در تصويب‌نامه‌ هيئت‌ وزيران‌ در 1309 شكل‌ گرفت‌ و به‌موجب‌ آن‌ مقرر شد كليه‌ قراردادها، امتيازات‌، و اسناد ايجاد هرگونه‌ مؤسسه‌ دولتي‌ يا سهام‌ مربوط‌ به‌ دولت‌،قبالجات‌، خالصجات‌، و غير آن‌ به‌استثناي‌ عهدنامه‌هاي‌ سياسي‌ در اتاقي‌ كه‌ وزارت‌ ماليه‌ در قصر گلستان‌، مركز اسناد دولتي‌ قرار داده‌ به‌ ترتيب‌ مقرر ضبط‌ و حفظ‌ شود. پس‌ از اين‌ تاريخ‌ تا 1329 هيچ‌ اقدامي‌ در جهت‌ ايجاد مركز اسناد ملي‌ صورت‌ نگرفت‌. در اين‌ سال‌ با آنكه‌ مطالعات‌ و بررسي‌هايي‌ توسط‌ سازمان‌هاي‌ دولتي‌ مختلف‌ انجام‌ و پيش‌نويس‌ لايحه‌ قانوني‌ براي‌ امحاي‌ اوراق زايد تهيه‌ شد، ولي‌ به‌ علت‌ نارسا بودن‌ به‌ مجلس‌ ارائه‌ نشد. در 1332 دولت‌ بررسي‌ مقدماتي‌ مشكلات‌ تراكم‌ روزافزون‌ اوراق زايد را آغاز كرد و نتيجه‌ آن‌ يك‌ سال‌ بعد در مجلس‌ مطرح‌ شد. نخستين‌ لايحه‌ دولت‌ براي‌ اخذ مجوز قانوني‌ امحاي‌ اوراق زايد در 1335 به‌ مجلس‌ سنا تقديم‌ شد، ولي‌ به‌ نتيجه‌ نرسيد. در 1341 شوراي‌ عالي‌ اداري‌ كشور موضوع‌ حجم‌ پرونده‌هاي‌ زايد را در دستور كار خود قرار داد. در 1343 تحقيقي‌ انجام‌ شد كه‌ نتيجه‌ آن‌ چنين‌ گزارش‌ شد: "در 36 وزارتخانه‌ و مؤسسه‌ دولتي‌ قريب‌ به‌ دو ميليون‌ پرونده‌ راكد وجود دارد كه‌ در 270 اتاق و انبار انباشته‌ شده‌ و فضايي‌ بيش‌ از 12 هزارمترمربع‌ را اشغال‌ كرده‌ و هزينه‌ نگهداري‌ آن‌ سالانه‌ بالغ‌ بر 38 ميليون‌ ريال‌ است‌.
با اين‌ سابقه‌ در 1345 لايحه‌ تأسيس‌ سازمان‌ اسناد ملي‌ تهيه‌ شد و پس‌ از نهايي‌ شدن‌، سرانجام‌ در سال‌ 1349 مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ وقت‌، قانون‌ تأسيس‌ سازمان‌ اسناد ملي‌ ايران‌ را به‌ تصويب‌ نهايي‌ رساند و براي‌ اجرا به‌ دولت‌ ابلاغ‌ شد.

به نقل از دايرﺓ المعارف كتابداري و اطلاع رساني.
 
+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 11:1 قبل از ظهر |

كتابخانه هاي ديجيتالي : توسعه و چالشها*

 

 
نويسنده:
R.K Sharma  and  K.R Vishwanathan
 

ترجمه: مريم صابري
دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه شهيد چمران اهواز
 

چكيده: كتابخانه هاي ديجيتالي ماندگار شده‌اند و تغيير كتابخانه ها از شكل سنتي به ديجيتالي اجتناب ناپذير است. توسعه سيستم ها  و بدست آمدن مهارتهاي مديريتي به دقت و توجه كافي نياز دارد. تا وقتي كه ما نتوانيم به فاصله تكنولوژيكي كه بين كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته وجود دارد غلبه كنيم؛ جهاني شدن مفهوم “ ديجيتالي” امكان پذير نمي باشد.
براي غلبه بر تهديد ويروسهاي كامپيوتري و استفاده غيرمجاز از آثار و منابع، اقداماتي مورد نياز است. درباره نيل به رشد “خود جوش” در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي به قدر كافي تأمل نشده است. بنابراين لازم است براي نگهداري و حفاظت از كتابخانه هاي ديجيتالي راههاي جديدي را براي تامين بودجه جستجو كنيم – بخصوص اينكه سرمايه گذاريهاي اوليه در زمينه كتابخانه هاي ديجيتالي در سطح بالايي باشند.

كليد واژه ها:  كتابخانه ها، تكنولوژي اطلاع رساني – اينترنت، تبادل داده هاي الكترونيكي، كشورهاي در حال توسعه، بودجه


مقدمه :
“ساموئل جانسون”[1] مي گويد: “ يك فرد براي نوشتن يك كتاب بيش از نيمي از موجودي يك كتابخانه را جستجو خواهد كرد”.[2] به عبارت ديگر او مشكلات يافتن مواد و منابع را براي تحقيق و نوشتن بيان ميكند، اما از وقت و پولي كه براي دستيابي به مواد كتابخانه اي در لندن صرف مي شود ، سخني نمي گويد. او يقيناً غبطه همتايان معاصر خود را مي خورد كه در هر كجا مي توانند به تسهيلات كتابخانه اي دسترسي پيدا كنند و اين مديون مفهوم كتابخانه ديجيتالي و كاربرد آن به عنوان آخرين ابزار تكنولوژي اطلاعات مي باشد.
 

تعريف:
منظور ما از واژه “كتابخانه” چيست و چه فرقي با “ كتابخانه ديجيتالي” دارد؟ به طور سنتي كتابخانه محلي است كه در آن كتابها، نسخه هاي خطي، صفحات موسيقي يا ساير متون  و مواد زيبا شناختي براي استفاده ـ و نه براي فروش ـ  نگهداري مي شوند. . در واقع كتابخانه مؤسسه اي است كه براي مجموعه سازي و امانت كتاب به وجود آمده است و  افراد امكان استفاده از تسهيلات آن را دارند. در حاليكه يك كتابخانه ديجيتالي بر پايه سيستم كامپيوتري مي باشد كه به گرد آوري، ذخيره سازي، سازماندهي، جستجو و توزيع مواد ديجيتالي براي دسترسي كاربر نهايي مي پردازد. كتابخانه ديجيتالي فقط مجموعه اي از مواد الكترونيكي نمي باشد بلكه شامل يك واسطه مرورگر و احتمالاً فضا و جامعه مجازي نيز مي باشد. كتابخانه ديجيتالي به فضاي كمي نياز دارد و داده ها با جستجوي آسان از طريق شبكه هاي ارتباطي در دسترس هر كسي در هر كجاي دنيا قرار مي گيرند. كتابخانه ديجيتالي يك وجود انتزاعي نيست و با منابع و مجموعه هاي زيادي در ارتباط مي باشد.
“دابن كرافورد”[3] مي گويد: “ به موضو.ع خاصي در زمينه اطلاعات و چگونگي ديجيتالي كردن آن، دستكاري، دستيابي، اتصال، ذخيره، حفاظت و سهيم بودن در آن با بقيه جهان خوش آمديد. ما مي توانيم كل اين مجموعه را كتابخانه ديجيتالي بناميم.” [4] 
براي رشد كتابخانه هاي ديجيتالي بايستي كارهاي زير انجام شوند: ديجيتالي كردن تمام منابع موجود در كتابخانه، ارتباط با كاربران به صورت پيوسته[5] و غير پيوسته[6]، اتصال با شبكه و دسترسي به شبكه جهاني وب[7].
در غرب مهمترين ابتكار در زمينه كتابخانه ديجيتالي، دسترسي به نشريات به صورت تمام متن بر روي وب مي باشد. بسياري از ناشرين از طريق مبادله داده هاي الكترونيكي[8] با كتابخانه ها سروكار دارند. كتابخانه هاي سنتي كه به عنوان گنجينه هاي دانش شناخته مي شوند، اكنون به شكل “ پايگاه اطلاعاتي ” در دسترس هستند. اينترنت و وب باعث شده اند كه دانش به شكل جهاني در آيد و ارتباط و اتصال با آن به صورت بين المللي برقرار باشد.
كتابخانه هاي ديجيتالي گسترده خواهند شد و به صورت تمام متن از هر مكان و يا هر پايگاهي قابل دسترسي خواهند بود. داده هاي ديجيتالي كپي مي شوند، ليكن در تمام اين تغييرات و تركيبات ـ كه در مورد مواد چاپي با سرعت و سهولت انجام نمي گيرد ـ نتايج در خواستي مي توانند با حداكثر سرعت و حداقل هزينه به هر گوشه دنيا فرستاده شوند.


اهداف:
اين مقاله بعضي مشكلات را در حوزه كتابخانه هاي ديجيتالي شناسايي مي كند و پيشنهاداتي را به منظور غلبه بر اين مشكلات به منظور عملكرد موثرتر كتابخانه هاي ديجيتالي ارائه مي نمايد. اين اهداف عبارتند از:
●    شناسايي روشهاي عملي براي غلبه بر مشكلاتي كه در راه تبديل كتابخانه هاي سنتي به ديجيتالي به وجود مي آيند.
●    شناخت نقش كتابخانه هاي ديجيتالي براي ايجاد دانش جهاني قابل دسترس
●    بررسي امكانات مشاركت خصوصي براي تامين منابع مالي و انساني
●   جستجوي راههايي براي ايجاد رشد بدون وقفه كتابخانه هاي ديجيتالي
 
تغيير كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي:
وقتي ما از لحاظ تاريخي در مورد رشد كتابخانه ها و بخصوص اتاقهاي مطالعه، بررسي و تحقيق مي كنيم در مي يابيم كه اين ضرورت بوده است كه آنها را پديد آورده است نه اجبار. آماري در مورد تعداد كتابخانه هاي سرتاسر دنيا وجود ندارد. اما جزئياتي از كتابخانه هاي كشورهاي پيشرفته و تعدادي از كتابخانه هاي كشورهاي در حال توسعه در دسترس است. همين حالت در مورد تعداد افرادي كه از كتابخانه ها استفاده مي كنند و تعداد كتابها و پيايندهايي كه هر كتابخانه در طول يك دوره زماني خاص گردآوري كرده اند، تعداد كل كتابداران و كارمنداني كه در كتابخانه ها كار مي كنند، وجود دارد. به طور ذاتي كتابخانه هاي هند جزء سازمانهاي دولتي محسوب مي شوند. دولت مركزي فقط بر روي كتابخانه ها و مؤسساتي كه داراي اهميت ملي هستند، نظارت مي كند. براي قشر تحصيلكرده هند كه جمعيتي در حدود 500ميليون نفر را شامل مي شوند  ـ يك ونيم برابر جمعيت كل امريكا ـ‌ بيش از 71096 كتابخانه وجود دارد: 8267 كتابخانه دانشگاهي، 54845 كتابخانه عمومي، 1200 كتابخانه در زمينه علوم و تكنولوژي، 450 كتابخانه در زمينه علوم اجتماعي، 800 كتابخانه مربوط به شركتها و سازمانهاي دولتي، 500كتابخانه در زمينه علوم انساني و هنر، 7 كتابخانه ملي، 500 كتابخانه صنعتي و شركتهاي خصوصي [9]. اما  اين تعداد به معناي عام كتابخانه محسوب نمي شوند. زيرا 90 در صد آنها صرفاً اتاق مطالعه محسوب مي شوند. طبق يافته هاي “ چكيده آماري ايالات متحده امريكا (1999)” مجموع تعداد  كتابخانه ها در امريكا تا ابتداي سال 1997م. 37591 باب مي باشد.
ما نمي توانيم از نقش كتابداران و كارمندان پشتياني كتابخانه در ايجاد كتابخانه هاي ديجيتالي چشم پوشي كنيم. آيا اين كاركنان آموزش كافي مي بينند و آيا رهنمودهاي لازم را براي اجراي انتقال آرام از كتابخانه هاي سنتي به كتابخانه هاي ديجيتالي در يافت مي كنند؟  بررسي ورسيدگي به دانشكده ها و مؤ سسات تريبت كننده كتابداران آتي، امري حياتي محسوب مي شود. آيا آنها براي رفع نيازهاي اضافي كتابخانه هاي ديجيتالي سرفصلها و روشهاي آموزشي متداول را در اختيار دارند؟ جواب اين سؤالات مسلماً “نه” و “ تاكنون هرگز” مي باشد. با وجود  تمام اين مشكلات طرفداران كتابخانه هاي ديجيتالي دلسرد  نمي شوند . اما آنها بايستي با سرعت  و همكاري يكديگر به رفع اين مشكل بپردازند.
با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كه بر روي اينترنت و اتصالات اينترانت هستند، ما هنوز نتوانسته ايم سيستم قابل اعتمادي براي جلوگيري از ضرر و زيان ويروس هاي كامپيوتري پيدا كنيم. بنابراين نگه داشتن كتابخانه هاي سنتي با وجود كتابخانه هاي ديجيتالي كاري عاقلانه مي باشد. بخاطر اينكه فعاليتهاي كتابخانه ها بدون وقفه و مداوم انجام شود و امكانات بيشتري براي سيستم كتابخانه به وجود آيد، لازم است از هر دو سيستم (كتابخانه هاي سنتي ـ كتابخانه هاي ديجيتالي) استفاده كنيم. 
چون اينترنت و اينترانت هسته تمام سيستم (كتابخانه هاي ديجيتالي) محسوب مي شون، تفاوتهاي تكنولوژيكي در بين كشورههاي توسعه يافته و كشورهاي در حال توسعه ادامه خواهد داشت. بهسازي و بهبود تكنولوژي اطلاعات امري حياتي است و بايد سهم زيادي به هر كشور داده شود. بهرحال بايد براي كم كردن فاصله موجود در بين كشورهاي درحال توسعه و كشورهاي توسعه يافته  قدمهايي برداشته شود و كشورهاي در حال توسعه بايستي بدون هرگونه اتلاف وقتي به جديدترين پيشرفتها دسترسي پيدا كنند. اگر چنين فرايند مستمري مورد توجه قرار نگيرد تمام مجموعه نظام دچار آشفتگي خواهد شد.
با ظهور كتابخانه هاي ديجيتالي، تخصص و حرفه كتابداري در حال تحول مي باشد. كتابداران و كارمندان كتابخانه ها بايستي خود را براي انتقال از دوران مديريت علمي به دوران مد يريت سيستم ها آماده كنند. اين كار ( تغيير از حوزه مديريت دانش به حوزه مديريت سيستم ها و ساختارها) تركيبي از فعاليتهاي وابسته به سيستم ها و زير سيستم هاي كامپيوتري است كه در آنجا كارهاي قراردادي جاي خود را به قالبهاي مديريتي سازماني نويني مي دهند.
براي تغيير سيستم ها از شكل سنتي  به صورت كامپيوتري لازم است تدابيري اتخاذ شود. بعضي از نكاتي كه بايستي مورد توجه قرار گيرند عبارتنداز:
● پيش بيني ترافيك در شبكه ها ـ مشخص كردن منشا و هدف ترافيك ـ انواع برنامه هايي كه از طريق شبكه قابل دسترسي هستند.
● تنظيم روشهايي ( به منظور ادامه كار) چنانچه بخشي يا تمام شبكه از كار بيفتد.
 علاوه براينكه بايستي مواد كتابخانه را به شكلي مناسب براي كامپيوتر سازماندهي كنيم، لازم است روشهاي مطمئني را براي تأمين خدمات مداوم اتخاذ نماييم. اين كار بودجه و امكانات مالي زيادي را مي طلبد كه دائماً نيز در حال  افزايش مي باشد. در مراحل اوليه كتابداران مجبور هستند كه بر موانع روانشناختي كه در مواجهه با كاربر و كاركنان پشتيباني داشتند؛ غلبه كنند. غلبه بر مشكلات ناشي از تغيير شكل تغيير شكل كتابخانه آسانتر از غلبه بر موانع روانشناختي است. ترس كاركنان فقط بخاطر جابجايي آنها نيست. بلكه آنها نگران حذف خود از خدمات كتابخانه (از دست دادن شغل شان) هستند. حل اين مشكلات از طريق آموزشهاي داخل كتابخانه اي امكان پذير است. دستور العملهاي مناسب و تعيين نقش هاي مشخص براي هر فرد نه تنها به ايجاد اعتماد به نفس در كتابداران كمك خواهد كرد بلكه  بر روي ايجاد نقش توسط كتابداران در كل فرايند توسعه و پيشرفت كتابخانه نيز تأثير مثبت خواهد گذاشت .
 
نگهداري از كتابخانه ديجيتالي مشكلتر است:
“ آكرمن”[10]  و “فيلدينگ”[11](1995)عقيده داشتند كه كتابخانه هاي ديجيتالي حاوي مواد غير رسمي و پويايي هستند از جمله ساختارهاي نرم افزاري و بنابراين با مشكلات نگهداري بيشتري (نسبت به كتابخانه هاي سنتي) مواجهه هستند كه اين مشكلات حتي ممكن است كارايي دراز مدت آنها را مورد تهديد قرار دهد. در كتابخانه هاي سنتي - كتابخانه اي كه بر مبناي كاغذ استوار است - روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه وجود دارد اما تاكنون ما روشهايي براي نگهداري مواد كتابخانه ديجيتالي - كه شامل مواد غير رسمي و پويا مي باشد - نداشته ايم. مجموعه هاي سنتي با بهبود روشهاي سنتي نگهداري مي شوند. در حاليكه نگهداري مواد پويا و غير رسمي در كتابخانه هاي ديجيتالي فقط از طريق راه حلهاي فني جديد امكان پذير مي باشد.
در يك كتابخانه سنتي كه بر پايه كاغذ استوار است كنترل قابل توجهي بر روي مجموعه صورت مي گيرد، زيرا در اينگونه كتابخانه ها روشهاي پيشرفته بسياري وجود دارد كه دسترسي به منابع كتابخانه را امكان پذير مي سازد مانند امانت، خدمات فني و قفسه بندي  منابع براي دسترسي به آنها در هر زماني. اين نوع كتابخانه ها هرگز نمي توانند محدويتهاي فعاليتهاي سنتي را كه در ارتباط با مسائل زود گذر و بي اهميت است بپذيرند و نياز به منابع اطلاعاتي بيشتري خواهند داشت.
 در كتابخانه هاي ديجيتالي لازم است مكانيسم ها و روشهاي جديدي را براي نگهداري مواد پيدا كنيم. كتابخانه هاي سنتي قلمرو محدودي دارند و مجموعه ها حد و مرز مشخصي دارند و كنترل مجموعه آسان است. در كتابخانه ديجيتالي قلمرو وسيع است و كاربر به مواد و منابع متنوعي دسترسي  داردبنابراين كنترل و نگهداري اين منابع در دراز مدت مشكل مي باشد. كتابخانه ديجيتالي نه تنها يك مجموعه فن آوري بلكه يك نهاد اجتماعي با نيازهاي درازمدت است و احتياج به نگهداري و حفاظت دارد.
 
دسترسي به دانش جهاني:
هدف اصلي “تكنولوژي اطلاعات”[12]دسترسي به دانش جهاني است كه كتابخانه ها براي رسيدن به اين هدف نقش اصلي را ايفا مي كنند. هندبرنامه هاي جاه طلبانه اي را براي رسيدن به اين هدف در طي ده سال اجرا مي كند. هدف اينست كه در هر مدرسه، دانشگاه و بيمارستان عمومي اينترنت در دسترس باشد [13]. تكنولوژي اطلاعات درس اجباري درتمام رشته ها در سطح ليسانس مي باشد و تسهيلات شبكه اي براي تمام مراكز آموزش عالي اختصاص يافته است. در حال حاضر در حدود 87309 مدرسه اعم از ابتدايئ، راهنمائي و متوسطه در هند وجود دارد كه در حدود (8) ميليون دانش آموز در آنها ثبت نام كرده اند. 226 دانشگاه، 6569دانشكده عمومي و 1354 دانشكده تخصصي در هند وجود دارد. دسترسي تمام اين مكانها به اينترنت امري دلهره آور و ترسناك  است. اين فقط مشكل هند نيست بلكه در ساير كشورهاي در حال توسعه نيز اين مشكل وجود دارد. براي كاربراني كه از كتابخانه ديجيتالي استفاده مي كنند ضروري است كه يك كامپيوتر شخصي كه به اينترنت متصل است داشته باشند. در سال 1995م. براي هر 1000نفر در هند 2/1كامپيوتر شخصي وجود داشت. طبق برنامه ريزي هاي آينده قرار است اين رقم به 2 برسد ودر چند سال آينده اين رقم به 20  كامپيوتر براي هر 1000نفر برسد. بسياري از اين كامپيوترها ممكن است به اينترنت وصل باشند. اين رقم در مقايسه با بسياري از كشورهاي در حال توسعه خيلي پائين است.
در سال 1995م. به ازاي هر 1000نفر در سوئيس 348كامپيوتر شخصي، در امريكا 328 كامپيوتر شخصي، در استراليا 276، دانمارك 269، نيوزيلند 223، هلند 201 كامپيوتر شخصي وجود داشته است. در آسيا صرفنظر از رشد اقتصادي چشمگير اخير، وضعيت اميدوار كننده نمي باشد. ژاپن بالاترين تعداد كامپيوترهاي شخصي را ـ 153 كامپيوتر به ازاي هر 1000نفر ـ دارا مي باشد و بعد از آن جمهوري كره 3/108 ، مالزي 3/37 و تايلند 6/13 كامپيوتر شخصي به ازاي هر 1000نفر دارند. اين موقعيت و ارقام در مورد تعداد كاربران اينترنت نيز چندان اميدواركننده نمي باشد. فنلاند در بالاترين مرتبه 139كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر  بعد از آن ايسلند 112، نروژ 64، كانادا 2/41، هلند 8/38، امريكا38، استراليا 4/55، سوئيس 5/35 و بريتانيا 6/25كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت دارا مي باشند. در ميان كشورهاي آسيايي ژاپن 2/7كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر،‌ مالزي 2 و بقيه كشورها خيلي كمتر از يك كاربر اينترنت به ازاي هر 1000نفر جمعيت خود دارند.[14]
چنين واقعيتي نشان خوبي براي جهاني شدن كتابخانه هاي ديجيتالي نمي باشد. برطبق برنامه
Action plan to IT كه توسط دولت هند به تصويب رسيده است،   هند احتمالاً تا پايان سال 2008م. در حدود 5ميليون كاربر اينترنت خواهد داشت.
 
محدوييت هاي زباني:
“لودوينگ ويتگن استين”[15]مي نويسد: “ محدوديت زبان من به معناي محدوديت دنياي من است.”[16]اگر اين حرف درست باشد پس تمام مواد نوشته شده به ساير زبانها براي ما غيرقابل استفاده و  دسترسي مي باشند. در حدود شش هزار زبان در دنيا وجود دارد و نزديك به 90% آنها در حال از بين رفتن مي باشند. برآورد مي شود كه بيش از نيمي از جمعيت جهان به يكي از پنج زبان زير صحبت مي كنند: چيني، انگليسي، هندي، روسي، اسپانيايي.
در هند به تنهايي 18 زبان رسمي وجود دارد و به بيش از 1000لهجه و گويش در بيش از 608752 دهكده و روستا تكلم مي شود. آيا امكان فراهم كردن مواد و منابع از تمام اين زبانها در كتابخانه ديجيتالي وجود دارد؟ اين امر امكان پذير نيست مگر اينكه دانش جهاني و مواد و منابع كتابخانه هاي ديجيتالي به يكي از زبانهاي اصلي و  برگزيده در دنيا محدود شود. اين چالش، استراتژي را مي طلبد كه اطلاعات را به زبان خو اننده تأمين كنند. مؤسسات بين المللي بايستي در يك برنامه و با مشاركت نزديك دولتها در هر  كشور روي اين موضوع كار كنند. زبان مظهر يك فرهنگ است و نگهداري هويت امري مهم و حياتي مي باشد.


مشاركت خصوصي:     
در گذشته كتابخانه ها تحت فرمان شاهان بودند و توسط اشراف حمايت  مي شدند. با تغيير حكومتها به شكل حكومتهاي سياسي و دمكراتيك مسئوليت كتابخانه ها بر عهده دولت قرار گرفت. بخش خصوصي و بخصوص بخش تعاوني در اين كار ( مسئوليت كتابخانه ها ) هيچگونه نقشي نداشتند. كارها و فعاليتهايي كه در ارتباط با كتابخانه ها  انجام مي گرفت صرفاً در ارتباط با علايق شخصي بود و هيچگونه ارتباطي با كتابخانه ها نداشت.
اكنون بخش خصوصي ـ بخصوص در كشورهاي توسعه يافته كه پايه واساس تجهيزات اينترنتي محسوب مي شوند ـ هم از لحاظ پشتيباني مالي و هم از لحاظ تأمين مواد نقش مهمي را ايفا مي كنند. بزرگترين تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر قادر خواهند بود كه چنين صنايعي را در كشورهاي در حال توسعه نيز به وجود آورند.
كشورهاي در حال توسعه مي توانند براي جلب حمايت تهيه كنندگان تكنولوژي كامپيوتر، يكسري محركهايي را ارائه نمايند مانند كم كردن ماليات، كمكهاي دولتي در سرمايه گذاري و….. اين امر انگيزه كافي براي مشاركت بخش تعاوني كشورهاي توسعه يافته در توسعه و توليد كالاها ايجاد مي كند. اين به تنهايي موجب كاهش هزينه كالاهاي مورد نياز براي ايجاد كتابخانه ديجيتالي مي شود.
هند از اين نظر اين مزيت را دارد كه به اندازه كافي تكنيسين هاي كامپيوتر و متخصصين نرم افزار در اختيار دارد. با اين وجود گرايش هايي به سمت ساير جنبه ها نيز به وجود آمده است مثلاً تأمين بدون وقفه نيروي برق يا توسعه سيستم هاي ارتباط از راه دور. نهمين برنامه دولت هند به اين دو جنبه حياتي اولويت مي دهد.
حدود يكسال بعد از معرفي برنامه “ دانش براي همه”[17]توسط دولت هند، بيشتر مراكز تلفن عمومي در كلان شهرها مجهز به تسهيلات اينترنت شدند. هزينه به عنوان يك مانع در گسترش و بهره برداري ا ز تكنولوژي اينترنت محسوب مي شود. اما هنوز تكنولوژي اينترنت به مناطق روستايي نرسيده است. اين امر به دو دليل است: 1-  فقدان مواد و منابع به زبانهاي محلي  2- گران بودن تجهيزات اينترنتي. در اين رابطه بخش خصوصي دو نرم افزار در زمينه زبانهاي محلي منطقه هاي       
Kanada و ‍Telgue  توليد كرده است. در حال حاضر در هند در حدود 210 دستگاه تلويزيون براي هر 1000نفر وجود دارد و شبكه هاي كابلي نيز در دسترس همگان مي باشند. امكان استفاده از تلويزيونها براي دسترسي به اينترنت در دست تحقيق و بررسي است. موفقيت دراين زمينه سبب مي شود كه هر وسيله خانگي به عنوان بخشي از سيستم يك كتابخانه ديجيتالي محسوب شود. همچنين اين امر سبب مي شود كه بخش خصوصي بتواند آسانتر در تبليغ و به كار گيري خدمات كتابخانه ديجيتالي شركت كند. دولت منطقه Tamil Nadu پيشنهاد كرده است كه 13 هزار جامعه عمومي اينترنت به منظور دسترسي آسان به تكنولوژي كامپيوتر و اينترنت در سرتاسر اني ايالت تأسيس شود.
    اين طرح با مشاركت و همكاري يك شركت تجاري هندي با شركت
World Tel   در انگليس تحقق خواهد يافت. در سال آينده در حدود 1500  مركز اينترنتي در هند تأسيس خواهد گرديد. همچنين تأسيس 12000 مركز اينترنت در طي سه سال آينده در دستور كار قرار دارد. اين مراكز علاوه بر آن كه به عنوان مراكز اطلاعاتي عمل مي كنند انتظار مي رود كه در راه اندازي آنها به طور مستقيم و غير مستقيم    فرصت هاي شغلي و استخدامي براي 150 هزار نفر به وجود آيد.
 
رشد خود جوش:
كتابخانه ها بخصوص در كشورهاي در حال توسعه در وهله اول به كمك هاي مالي دولتي متكي هستند. بحران مالي بر تمامي قسمت هاي كتابخانه تأثير مي گذارد. بيشترين مشكل به خاطر افزايش هزينه كتاب و مجله در كشورهاي  توسعه يافته و كاهش ارزش پول رايج در كشورهاي در حال توسعه در بازار جهاني است. افزايش دوره اي هزينه هاي مربوط به حمل بار مشكل تخصيص بودجه اندك را تشديد مي كند.
بيشتر كتابخانه هاي عمومي و سازماني فاقد كارمند كافي هستند. واضح است كه تكيه صرف بر روي منابع مالي دولتي نمي تواند موجب رشد خود جوش گردد. در اين شرايط ما بايستي راههايي را جستجو كنيم كه موجب ايجاد درآمد و كاهش وابستگي به منابع مالي دولت باشد. در مورد جهاني شدن اين مسأله اهميت بيشتري پيدا مي كند. بنابراين لازم است كه به اندازه كافي فكر كنيم و منابعي را براي تأمين هزينه نگهداري كتابخانه هاي ديجيتالي پيدا كنيم.
علاوه بر هزينه هايي كه از كاربران مي گيريم بايستي راههاي درآمد زاي ديگري را نير پيدا كنيم. در اين زمينه توجه كافي در پيدا كردن حوزه هاي درآمد زايي شامل تأسيس مركز بزرگ و مؤسسات وام دهنده و شركت در سهام نشده است. همچنين مشاركت در شركت هاي تجاري و مؤسسات مالي بين المللي بايستي مورد توجه قرار گيرد. براي شركت هاي تجاري بايستي ماليات وضع شود مشروط بر آنكه قسمتي از سود ناشي از اين ماليات صرف توسعه و پيشرفت كتابخانه هاي ديجيتالي شود

 

+ نوشته شده توسط انجمن علمي كتابداری و اطلاع رسانی تبریز در یکشنبه پنجم آذر 1385 و ساعت 10:15 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM